به خواست خدا اولین مداحی ام را تقدیم دوستانم می کنم. امیدوارم که در مسیر اهل بیت و ولایت ثابت قدم بمانیم..
خیلی خیلی خیلی وقت پیش ها بعضی وقت ها عمو مجتبی به قم می آمد چون تهران دانشگاه بود و وقت های تعطیل به خانه ی ما می آمد. صبح ها که بلند می شدیم من سوار دوچرخه می شدم و باهم به نانوایی می رفتیم و نان می گرفتیم و باهم به خانه بر می گشتیم.
در این نقاشی من آدمی را که یک موشک به هواپیما زده نکشیدم. این هواپیما هواپیمای اوباما است ولی اوباما در این جا نیست. در پایین صفحه روز دانش آموز است که آمریکایی ها دارند از ایران فرار می کنند به همین ترتیب ایران پیروز شد. .

به نام خدا وند بخشنده مهربان
یکی دو سال پیش پسرداییم (محمد حسین) که این جا بودند باهم هر روز بازی می کردیم. یک روز من به خانه ی او می رفتم ویک روز او به خانه ی ما می آمد. الان او فخرآباد در نزدیکی رفسنجان هست
؛ یاد آن روز ها بخیر
مدیر ما مدرسه را پنجشنبه ها را تعطیل کرد.
خوب این که هیچ ربطی به نق زدن من نداشت. در روز پنجشنبه مورخ 25/1/1390 من به محل کار بابا رفتم.
ادامه دارد
در 9 دی چه اتفاقی افتاد؟
در آن روز مردم آمدند در خیابان ها و تجمع کردند.
در انتخابات سال گذشته یک نفر که رأی کم آورده بود گفت: تقلب شده است.
ولی حضرت آیت الله خامنه ای گفتند: تقلب نشده است.
در همان تجمع بعضی از آدم هایی که خوب نبودند آمدند
و عکس امام را پاره کردند،
آتشبازی کردند،
دست زدند
و سوت زدند.
ولی مردم در ایران به علیه آنها آمدند و راهپیمایی کردند.
بسم الله الرحمن الرحیم
گزارش سفر به شهر عسلویه و بازدید از تأسیسات میدان گازی پارس جنوبی و صنایع پتروشیمی

ما در ساعت 02:55 بامداد پنج شنبه با حنیف آقا پسر عموی بابام سوار ماشین حسین آقا پسر عموی دیگر بابام شدیم و به تهران رفتیم و به تهران، فرودگاه مهرآباد رفتیم. در فرودگاه ما سوار هواپیما شدیم. بعد مهماندار به من یک هدیه داد. سپس از ما پذیرایی کردند. در ساعت 8:45 صبح به فرودگاه خلیج فارس عسلویه رسیدیم. در آن جا بعضی از درخت ها شکل مکعب بودند. در آن جا جنگلی بود به نام جنگل حرا که ازجنگل های نادر(کم) جهان است. در فازهای در حال ساخت کامیون، تراکتور و لودر و... خیلی زیاد بود. در فاز های 10و9 که افتتاح شده بود هرگونه بی احتیاطی ممکن بود باعث انفجار شود. و بعد به دریا رفتیم و سپس با لباسی خیس بیرون آمدیم. سپس برای نماز خواندن و ناهار خوردن به سالن رفتیم و این کارها را انجام دادیم. چند دقیقه بعدش هم به سالن کنفرانس رفتیم و در آنجا یک فیلم گذاشتند و توضیحاتی را به ما دادند. بعد هم به پتروشیمی رفتیم و در آخر به شهر نخل تقی رفتیم و از فروشگاهی خرید کردیم.
سپس به فرودگاه رفتیم و سوار هواپیما شدیم. در هواپیما مثل قبل از ما پذیرایی کردند و به من دوباره هدیه دادند. به تهران که رسیدیم سوار ماشین شدیم و به قم آمدیم. راستی یادم رفت بگم که عسلویه یکی از آلوده ترین جاهای جهان است و دلیل آن دود و گازهای خطرناک بود.
علیرضا نصراللهی نسب
ـ کلاس دوم دبستان شاهد
2/10/1389
چند وقت است که من در وبلاگم چیزی ننوشتم. امروز میخواهم این را بگم که من پنج تا توپ دارم یک توپ دارم که پلاستیکی است که هر وقت می بینم سوراخ می شود به بابا میگم لطفاً یه دونه دیگه.